عشق و دلدادگی

عشق يعنی سرخی دنيا کجاست؟!
يك نفس جانا بگو دريا كجاست؟
آبي دريا درون جان ماست
آسمان آبيم جانان ماست
عشق يعني تا سحر خوشحال و شاد
می کنيم از برد آبی ها چه ياد
ما سلحشوران كوي غيرتيم
همچو نم‌نم‌هاي باران رحمتيم
عشق يعني همچو نيلوفر به دست
بر در ميخانه‌ها باشيم مست
اين دلم شيداي عشق آبي است
با وجود او شبم مهتابي است
بر لبم نامت هميشه جاودان
سر بلند و با شكوه با من بمان
*******************
عشق را معنی کنیم !

عشق یعنی بغض بی پایان من

عشق یعنی حسرتی در جان من

عشق یعنی حرف های پیش و پس

عشق یعنی ظلم بی رحمانه بس

عشق یعنی دست های گرم تو

عشق یعنی هر چه دارم سهم تو

عشق یعنی بی قراری های من

عشق یعنی هر گناهی پای من

عشق یعنی آرزوی دیدنت

عشق یعنی فرصت بوسیدنت

عشق یعنی لحظه ی دلواپسی

عشق یعنی کی به دادم می رسی

عشق یعنی با دلم بازی نکن

عشق یعنی قصه پردازی نکن

عشق یعنی این جدایی ساده نیست

عشق یعنی درد من درد بدی ست

*******************
و انسان فاني چه مي داند از منفعت خويشتن ...
انسان در برابر او بسان طفلي است كه حتي قادر به كنترل ادرار خود نمي باشد ...

انسان مجموعه ي متناقضي است از خشم و مهرباني ؛ دوستي و دشمني ؛ شجاعت و ترس در قالبي فاني متشكل از مشتي خاك ...
او چه مي داند كه چه به نفعش است و چه به زيانش ....
اين اوست كه يگانه مقتدر جهان است ...
روزي رسان بندگان است ...
پناه دهند ي آزردگان است ...
بخشنده ي مهربان است ...
داناي عالميان است ...
راهنماي گمگشتگان است ...

فقط اوست كه مي تواند بگويد چه امري براي انسان درست است و چه امري نادرست ...
من در سياهچالي كه با دستانم ، خودم از براي خودم كنده ام گم شده ام و اين فقط تو هستي كه مي تواني مرا از اين درياچه ي ظلماني نجات دهي و مانع از اين شوي كه در گندابهايي گه با دستان خود گند زده ام غرق شوم ...
خدايا اي قادر هستي بخش مرا از اين درياچه ي ظلمت رهايي ام بده و با اقيانوس نوراني وجودت آشنايم كن ....
من در هزاز راهي تصميماتم گيج و منگ همچون پرنده اي در قفس درقفس ندانم كاريهاي خود به دام افتاده ام ...
خدايا اي تنها شنواي نواي بي نوايان مرا درياب ...
مرا درياب و بگذار كه در درياي كمال وجودت ذره ذره غرق شوم ...
مرا درياب ...
ذزه اي از استواري جنگل بلوط وجودت به من عطا كن تا در برابر گناهان تا به اين اندازه سست و بي اراده نباشم ...
ذره اي از صبر آسمان جلالت را در دل كوچک من قرار بده تا ابنقدر در برابر مشكلات تندي نكنم ...
ذره اي از شجاعت شيران ، بلند پروازي عقابان ، صداقت كودكان و نجابت اسبان به من عطا كن تا شخصيتي داشته باشم كه هر جه بيشتر به تو ؛ اي هستي بخش هستي ؛ نزديكتر شوم ...

دوستت دارم اي تنهاترين تنهاي من ...
/ 0 نظر / 4 بازدید